بسیاری از رشته های دانشگاهی هستند که با محوریت زیست شناختی ( بیولوژیک ) و یا در ارتباط با آن تدریس می شوند و اتفاقا از لحاظ کاربردی و مسلما درآمدزایی به بازار تولیدات و خدمات علمی نسبت به گرایش های پایه بیولوژی نزدیک ترند.
مانند: * زیستفناوری * بومشناسی * بیوانفورماتیک
البته معتقدم که طرح ها و نقشه های کاربردی بی تردید از دل پژوهش های پایه و بنیادی بیرون می آیند.
* جانورشناسی * گیاهشناسی * بیوشیمی * زیستشناسی سلولی و مولکولی * ژنتیک
* میکروبیولوژی * بیوفیزیک * زیستشناسی تکوینی
* گرایش های مختلف بیولوژی انسانی
رشته زیست شناسی به عنوان یک رشته پایه آکادمیک از دسته علوم طبیعی محسوب می شود که پیوند آن با دیگر رشته های علوم پایه مثل فیزیک و شیمی گرایش های بزرگی همچون بیوفیزیک و بیوشیمی را پدید آورده است.
همگان به آسانی می توانند تایید کنند که چگونه این دو پیوند مبارک (بیوفیزیک و بیوشیمی) توانسته اند در دانش زیست ملکولی امروز جهان دگرگونی بنیادین و کاربردی بیشماری خلق نمایند.
دانش زیست شناسی به عنوان یک کل و یک مجموعه دارای زوایای متعددی است که در واقع انسان در قالب آن ها به جهان زنده پیرامونش نگریسته و تامل نموده است.
البته تمام این زاویه های دید به نوعی به دو دسته کلی بخش شده است:
حال به زعم بنده! در بستر علوم طبیعی و با تعامل علوم بنیادی با محوریت بیولوژی علوم زیستی شکل می یابد جائیکه موجودات زنده از منظر فیزیکی موشکافانه مورد کاوش قرار می گیرند.
در واقع پیشرفت و گسترش دانش و پژوهش زیستی در زمینه های پایه و کاربردی بدون یاری دیگر بازوان دانش که فیزیک، شیمی و مهندسی باشند امکان پذیر نبود.
علوم طبیعی که ویژگیهای مادی ( فیزیکی ) جهان را مورد بررسی قرار می دهند و می توان از فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زمین شناسی به عنوان پایه های این گونه شناخت نام برد.
البته باید گفت که دانش فیزیک نقش محوری و بسیار بنیادی در میان سایر علوم پایه داراست زیرا به نظرم آنها نیز در بستر فیزیکی معنا و جریان پیدا می نمایند.
این مطلب را فراموش نکنم بگم که دانش مادی ( Science ) برای خودش زبانی دارد و آن زبان ریاضی است و این را هم گفته اند که آنچه به زبان ریاضی بیان شدنی باشد در حیطه علم محسوب می گردد.
سلام
به اطلاع برسونم هدف من از این وب نوشت اساسا توجه و پرداخت بیشتر به ارتباط علمی ـ بنیادی گرایش های مختلف علوم زیستی می باشد که از گرایش های بیولوژی پایه تا گرایش های کاربردی زیستی گستردگی دارد.
به نظر من بازدهی بیشتر فعالیت دانشگاهی کشور در زمینه دانش بیولوژی به طورعمده به وجود ساختار یکپارچه و ارتباط منطقی میان رشته های علوم پایه زیستی و علوم کاربردی بیولوژیک بستگی دارد، در وافع جهت گسترش پژوهش های علمی ـ کاربردی و افزایش بهروری در این حیطه پیوند کارآمد رشته های پایه و کاربردی بیولوژی در دانشگاه های ایران اجتناب ناپذیر است.
این مسئله موجب می گردد تا بتوان به نحوی فرا گیر فراورده ها و خدمات دانش زیستی و زیست فناوری را با کیفیت مطلوب در جامعه شاهد باشیم.
این را هم اضافه می کنم که موضوعی که مطرح کردم جنبه مدیریتی – تخصصی را در کنار هم داراست و مدیریت صرف بدون اطلاع از نوع پیوندهای گرایش های بیولوژی با یکدیگر نمی تواند این ساختار را ایجاد و ساماندهی کند و از طرفی تخصص تنها هم در گرایش های مختلف پایه و کاربردی زیستی بدون بکارگیری دانش مدیریت راه بجایی نخواهد برد.
لطفا بنده رو از نظرات باریک بینانه خود بی بهره نگذارید.